تحمل کن که سنگ بی بهایی در دل کوهی
شود لعل بسی قابل ولی آهسته آهسته
حسن زاده آملی
سه شنبه ۲۱/۹/۸۵
جلسه اول : واحد مشاوره
در یک ساعت اول در مورد روندی که دبیران در کلاسهایشان به کار می برند صحبت شد.
روش های همه دبیران بررسی شد.
قرار شد دبیر واحد مشاوره با برخی از دبیران جلسه ای ترتیب دهند تا نتایج بررسی
ها را منعکس کنند.
به عنوان نمونه از کلاس پژمان فاضلی ( عربی )مثال زدم واینکه حجم تکالیفی که او برای هر
جلسه از کلاسش می دهد بیشتر از هر کلاسی است و شاگردانش هم انجام می دهند.
اما برخی دبیران ساعت ها !! گلایه می کنند از این که شاگردانشان درس نمی خوانند........
درنمونه ای دیگر تغییر روش کار کلاسی آقای محمدی (درس هندسه )را مطرح کردم......
شاهکار آقای محمدی از اهمین الان دارد جواب می دهد( این موضوع را به روش علمی در
فرصتی توضیح خواهم داد.....)
کلاس درس شیمی دکتر امینی (در مدرسه پسران )
کلاس های خانم صائمیان(درس دیفرانسیل )و بسیاری از کلاس ها ی دیگر به عنوان مدل
امسال مطرح هستند.
در یک ساعت دوم در باره شرایط شاگردان و ساعت مطالعاتی شان صحبت شد.
خانم اسماعیلی در مورد همه شاگردانش در مدرسه وآموزشگاه گفت وپژمان فاضلی هم.
نتایج اولین سری مشاوره های نیمه خصوصی هم بررسی شد.......قرار شد من پیگیری کنم
به پسران که ...............
وقت های مشاوره من مشخص شد و تماس های موسسه شروع می شود. اولین وقت
یکشنبه است..........
جلسه دوم:...............
کلیت برنامه های موسسه از پایان دوره جمع بندی ترم ۱ تا عید ۸۶ برسی شدند...
با توجه به اینکه پانزده درصد نمره پذیرش در دانشگاه معدل سال سوم دبیرستان
اعلام شده.............برنامه خاصی در موسسه تدوین شده......تا در نوروز امسال علاقمندان
(شاگردان سال سوم )ثبت نام و شرکت کنند.......
ملاک هایی مطرح شده برای ثبت نام سال بعد در دو مدرسه.........جای بررسی بیشتر دارد.
امروز در گپ مختصری با یکی از شاگردان قدیمی که الان با موسسه همکاری دارد شنیدم
دیروز یکی از اطرافیانش! در وبلاگ فرایند گم شده بوده.....................!!!!
دوشنبه ۲۰/۹/۸۵
همه شاگردان من!............
امروز کلا در کلاس دخترانه بودم.صبح دیر رسیدم . و به خاطر شب زنده داری دیشبم تا ساعت سه
کلی به خودم .................
کلاس مثل همیشه . با تست و گفتار منطقی شروع کردم.و مثل همیشه بدون جزوه گویی...
از وقتی رقابت بر سر پای تخته(وایت برد)آمدن سر کلاس به بی نهایت میل کرده ! دیگر خیلی
کمتر از قبل شاگردانم را پای تخته(وایت برد) می آورم.
سعی می کنم همه را به یک اندازه ببینم ولی نه مثل هم.........آنها می توانند خودشان را
در کارنامه هاشان نشان دهند......
با بچه ها گپ زدم .
یوسفیان مدتی است کم پیداست.......حدیث هم با من قهر کرده..........
با ماندانا میر صحبت کردم.............قول دادم مواردی که مطرح شد را حل کنم......
این اولین بار است که این گروه از شاگردانم چیزی بیان می کنند که به نظرم کاملا متین
است.
آیدا هم با من سر سنگین ......... ولی بالاخره امروز یخ رابطه با شمیم رو آب کردم.....
چند تا تلفات هم سر کلاس هندسه داشتیم.....................
گزارشات روزانه دبیران دبیرستان را مطالعه کردم.و یاداشت های لازم را نوشتم..........
امشب اعضای دپارتمان انسانی جلسه داشتند..................موضوع جلسه بعد توسط معاون
دپارتمان (شنبه ساعت۱۸.۳۰) این تعین شد: یک کلاس موفق چه الزاماتی دارد؟
یکشنبه ۱۹/۹/۸۵
امروز در مدرسه پسران از ۶.۳۰ صبح تا الان !
ابتدا به امور جاری رسیدگی کردم . سپس جلسه ای با آقای سجادی (مدیریت مدرسه) در مورد
برنامه امتحانات پایان ترم داشتم.
تلفنی هم با خانم رضایی هماهنگ کردم تا دو مدرسه هماهنگ با شند.
دعوت به صرف یک فنجان چای!
صبح امروز همینکه فهمیدم پدر و مادر محمد (از شاگردان پیش دانشگاهی) برای گرفتن گواهی
تحصیلی به مدرسه مراجعه کرده اند گفتم آنها را به صرف یک فنجان چای به دفترم راهنمایی
کنند.گپی زدیم..........در مورد محمد هم صحبت شد........در مورد سطح بندی کلاس ها هم.
امروز در دومین "دعوت به صرف چای "پدر یکی دیگر از شاگردان دبیرستانی در مدرسه بودند.
....................فقط دو ماه دیگر مانده تا هم والدین کامل همراه مدرسه و برنامه هایی که داریم
شوند وهم شاگردان..................فعلا من منتظرم................گذاشته ام تا همه آنقدر تجربه کنند
که دیگر بپذیرند در آوردن یک برنامه آموزشی یک یا چند ساله " تخصص" لازم دارد......حتی
دبیران هم ................ " مدرسه ای با دیوار های شکلاتی " به زودی شکل می گیرد.........
ساعت مطالعاتی.............
امروز که مشاور مدرسه (آقای فرشچی) با یکی از والدین در دعوتی به صرف یک فنجان چای
گپ می زدند......سر ساعت مطالعاتی سراغ اولی ها و سومی ها رفتم...... این هم گزارش
مشاهداتم:
اولی ها شده بودند سه گروه....
یه گروه : امیر سرپله با خودش
یه گروه :امید ـ علی و بهزاد
یه گروه:میلاد و علی (س )و محمد حسن
هر چه قدر گروه دوم متمرکز مطالعه می کردند گروه سوم نا متمرکز........
سومی ها چون زیادند همه جا ی طبقه سوم پر از آنها بود........
سامان بیاتی از همه بیشتر ـ ۱۸ سوال حل شده داشت!
مهد یار ۱۰ سوال و سایرین.........
چه تمرکز ی حاکم بود.................ومن هیچ جای ذهنم نمی پذیرد که " ما باید به آنها بگوییم
در ساعت مطالعاتی چکار کنند"
..........و من هیچ جای ذهنم نمی پذیرد که آنها نمی دانند یا نمی توانند............................
این "عاشقان بالفطره" ...............
فرايند
یعنی مجموعه رویداد هایی که به یک تغییر می انجامد.
شنبه ۱۸/۹/۸۵
امروز سر کلاس ریاضی در مد رسه پسران روشی را بکار بردم که معمولا در دوره
های جمعبندی استفاده می کنیم در کلاس آموزشگاه هم همین طور. می خواهم امسال دوره جمعبندی با
سال های قبل تفاوت داشته باشد.
هر سال معمولا بعد از سه روز شاگردانم به روشی که در جمعبندی به کار می بریم
عادت می کنند.امسال همه باید از قبل بدانند که روشها در دوره چگونه است تا از همان روز اول
خستگی ها یشان مانع نشود....
امروز با سوم دبیرستانی ها (ی پسر) گپی زدم جواهری ـ کرامتی و دیگران........
خیلی مختصر دومی ها را هم دیدم سام ـ محمد حسن ـ افرا ............
امکان ندارد در مدرسه باشم و امیر سرپله را نبینم..........بهزاد هم همیشه کم پیداست......
شهریار اکبری هم با لا خره کامنت هاش رو خوند.وآپ کرد نه به اینکه چند ماه آپ نکرده بود نه به
الان ....................
نمی دونم چرا شاگردان دبیرستانی ام احساس می کنند من از جنس خودشون نیستم.(البته شاید هم واقعا
نیستم ) بعضی وقتها همچین با نگاه عاقل اندر سفیحی نگاه می کنند به آدم که..........
امروز یک ساعتی با روزبه صادقی پور (مدیر دپارتمان شیمی) گفتگو کردم.
در مورد ساعت مطالعاتی شاگردانش ..........برنامه مطالعاتی پیام آموزش..........اینکه مدیریت کلان
باید منعطف باشد.....اینکه .......روش علمی چیست...و ما هر جا اشتباه می کنیم با ید تصحیح
کنیم..........................
اینکه معلم سر کلاس بهتر است درس بدهد و مشاوره نکند...........اینکه مشاورها وقتی می
گویند برنامه آزمون رو اجرا کنید مفهومش اینست که در درجه اول به کار کلاس باید پرداخت
وعلاوه بر آن به ............
در گزارشی که از مدرسه دختران امشب خواندم مطرح شده که بچه ها خسته اند. از همین جا اعلام
می کنم که " خسته نباشید "
دبیرستانی ها را به زودی می برند گردش و تفریح!
اما برای پیش ها............. داریم یه فکر هایی می کنیم!!
پیک سنجش در شماره دوشنبه ۱۳ آذر نوشته:
"سوابق تحصیلی ملاک پذیرش در رشته های مطلوب"
این جمله را برای دختران خوب دبیرستان با توجه به یاداشت شان که برایم فرستاده بودند
آوردم..................امید وارم جدی بگیرند..........هم شیوه بر گذاری را هم سایر امور را.........
و قطعا از دبیرانشان می خواهم در طرح سوالات وقت آزمون را در نظر بگیرند.
پنج شنبه ۱۶/۹/۸۵
جلسه با همکاران برگذار شد! قرار بود دو شروع شود دو و نیم شروع شد. تا پنج طول کشید.
تقریبا همه ناظر به موضوعات صحبت کردند.ونه ناظر به افراد. و این حسن بزرگی یود.
در جلسه یک چیز مثل همیشه روشن بود.اینکه به جز دو سه نفر بقیه همکاران به سیستم چرخش
کارها فکر نمی کنند .
این تفکر مدیر زایی نمی کند کارمند پروری می کند.
با یاسمین افشار مشاوره کردم. دریغ از یک ذهنیت جمع وجور .......
این شاگردان من در معرض اطلاعات غلط هستند.
یا به چرت وپرت ها و نسخه های همه گانی پیچ مشاور های تو تلویز یون گوش می دن یا
به حرف های عطار و بقال....
امروز با والدین قلی زاده از شاگردان دوم تجربی جلسه داشتم. جلسه خیلی خوبی بود.
دعوتشان کردم مدرسه به صرف یک فنجان چای....... یکشنبه ها ساعت دو.
با مادر هامون دمور هم صحبت کردم.دو شنبه ها ساعت دو...........وباز به صرف یک فنجان
چای در مدرسه.......... و این روال را در مدرسه پسران ادامه می دهیم........
امروز شاگردان سال سومی با پژمان فاضلی مشاوره داشتند.قرار شده:
یک هدف کوتاه مدت برای خودشان بگذارند.........رسیدن به حداکثر ساعت مطالعه
و تقویت اهداف فردی به صورت موازی.........
دفتر چه راهنمای آزمون سراسری سال ۱۳۸۶ هم امروز روی میزم بود.
تا قبل از اینکه مشاور ها اعلام کنند نه پر کنید.........نه پست!!
چهار شنبه ۱۵/۹/۸۵
دلا خو کن به تنهایی.......................
امشب ساعت ۱.۳۰ کار من وپویا فرشچی تمام شد. سه تا برنامه هفتگی آماده کردیم برای هفته بعد
دبیرستانی ها (اولی ها ـ دومی ها ـ سومی ها) .
ساعت ۱۱ وسط کار یادم افتاد تا همه جا تعطیل نشده غذا سفارش بدیم.
وسط غذا خوردن پویا از خودش می گفت........تا رسید به اینکه گفتم :
تو هم روزی چون من وما تنها می شوی.......
روزی که با همه آنهایی که رابطه داری منافع مشترک داری و دیگر هیچ.....................
دیگران یا نمی فهمنت یا برایشان علامت تعجبی؟؟
و بعد مجبور می شی خودت را در موضوعی غرق کنی........ مثلا در کار .......مثل من ! از بس تنهایی
امروز
کلا در مدرسه پسرانه بودم. یک چک لیست روزانه تنظیم کردم برای معاونت ها..........
با آقای کوهزادی در مورد تغییرات برنامه هفتگی مدرسه صحبت شد. با آقای رضی زاده در مورد اینکه
کارهای فعلی اش را واگذار کند تا با هم به امور مهم تر برسیم.......................
با جناب سجادی مو ضوعات دو سه روز اخیر را بررسی کردیم...........خستگی از آقای سجادی می
بارید واز من شرمندگی..........(شاید ................ بگذریم!)
معلم ومدیر من در مدرسه ای که هفده سال قبل می رفتم الان از شاگردان فعلی اش رضایت ندارد
واحتمالا از شاگرد قبلی اش هم(یعنی من )!
موضوع کلاس معارف شاگردان آموزشگاه دخترانه هم امروز فیصله یافت.
کلاس خانم گلزاده هم جا به جا شد .
با پسران پیش ریاضی هم صبح گپی زدم.
پویا فرشچی تا همین الان هم نرفت تا من تنها نباشم.
سه شنبه: ۱۴/۹/۸۵
جلسه پشت جلسه!
قبل از جلسه حین جلسه بعد از جلسه
جلسه اول: بخشی از بر نامه های دی ماه تنظیم شد.
یک شیوه جدید..........
جلسه دوم : جلسه واحد مشاوره
من مثل همیشه دیر رسیدم. و چه سعه صدری دارند ...........دوستانی که صبر می کنند تا من برسم.
موضوع سطح بندی شاگردان در واحد مشاوره تصویب شد. شصت تا گروه چهار یا پنج نفره.
و موارد دیگر.....
جلسه سوم : برای جلسه پنج شنبه ساعت دو تصمیماتی گرفتیم.
با لاخره بعد از پنج ماه موضوع خانم یکانی را حل کردم. و امان از این اتاق مالی ما. فکر می کردم فقط
پول ازش بیرون نمی آد .جواب نامه ها رو هم نمی دن!!!
دوستان میگن تو چرا نمی گی...؟ .......از کار های بزرگی که امسال کردی!
مثلا چهل تا معلم جدید به موسسه اضافه شده .......دو تا مدرسه درست شده......این همه انرژی
داریم می ذاریم روی روش تدریس ها....... پیام آموزش شده یک نشریه پر مخاطب و......این همه
همکار درست وحسابی وحرفه ای تو دو مدرسه جمع شدند ..........
میگن چون تو نمی گی دیگران فقط ازایرادات می گن.
این بار می گم.
می گم که همه این کارهای بزرگ از روزی که انجام شدند دیگه شدند کارهای
معمولی.
و از الان به بعد دو چیز مهمه ......................یکی این که میانگین درصد ها بیاد بالا و
دیگه این که سال بعد دو مدرسه دیگر............