"متن گریزی" آدم را شفاهی بار می آورد. "یادگیری" در آدم متن گریز به جای آنکه در پی تفکر
و باز آرایی اندیشه ها پس از "خوانش متن" رخ دهد بعد از مشاهده ناقص و به صورت باور ایجاد
می شود .
با عادت به "فرهنگ شفاهی " حوصله یادگیری و نیاز به تمر کز هم کم می شود.
دانش مجموعه ای از باور ها می شود .
و مجموعه باور ها" انسان ایدئولوژیک" می سازد .
علت متن گریزی تنها و تنها به نویسنده بر می گردد .
هنر نویسنده نوشتن صرف نیست.
هنر واقعی نویسنده ارائه روشی در نوشتارش است که به خوانش آن توسط مخاطب کمک کند.
آنچه خوانش متن را برای مخاطب ساده تر می کند و در پی اش مخاطب را علاقه مند به خوانش
نوشته و تفکر در محدوده آن می نماید علاوه بر استفاده به جا از کلمات برای بیان منظور نویسنده
استفاده از "فضای خالی در لا به لای نوشته " " تصویر " و "پاراگراف بندی " است .
نوشته برای خوانده شدن نوشته می شود .
بنابر این" خوانده شدن نوشته " دغدغه اصلی نویسنده باید باشد.