تبليغاتX
فرایند
 

 

اگر کسی می خواست کتابی را خمیر کند، باید سر آدم ها را زیر پرس می گذاشت، ولی این کار فایده ای نمی داشت چون که  افکار واقعی از بیرون حاصل می شوند و مثل ظرف سوپی که با خودمان به سر کار می بریم، آنها را مدام به همراه داریم. به عبارت دیگر، تفتیش کننده های عقاید و افکار در سراسر جهان، بیهوده کتاب ها را می سوزانند، چون اگر کتاب حرفی برای گفتن و ارزشی داشته باشد، در کار سوختن فقط از آن خنده ای آرام شنیده می شود، چون که کتاب درست و حسابی به چیزی بالاتر و ورای خودش اشاره دارد...

...وقتی که چشمانم به کتاب درست و حسابی می افتد و کلمات چاپ شده را کنار می زنم، از متن چیزی جز اندیشه های مجرد باقی نمی ماند. اندیشه هایی که در هوا جریان و سیلان دارند، از هوا زنده اند و به هوا برمی گردند، چون که آخر و عاقبت هر چیزی هواست، هم ظرف و هم مظروف.

 

به نقل از :

هرابال، بهومیل. تنهایی پر هیاهو. ترجمه پرویز دوائی. (تهران: آبی، مجموعه کتاب روشن، ۱۳۸۳).

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط کتابدار |